نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با تاکید بر برجسته سازی نقاط ضعف دشمن در جنگ تحمیلی سوم خواستار تبیین و توسعه شهادت مظلومانه مقام معظم رهبری شد تا جهان اسلام در مقابل دشمن استکباری متحد و یکپارچه شوند.
به گزارش پایگاه خبری پاژنگار، آیتالله سید احمد علمالهدی در مراسم تجلیل از خانواده شهدای هوانیروز جنگ تحمیلی سوم که در پادگان پنجم هوانیروز برگزار شد، ضمن عرض تسلیت شهادت سیدالشهدا (ع) و شهادت جانگداز سیدالساجدین (ع) اظهار کرد: نکتهای که در جریان انقلاب و عاشورا برای شما قابل تأمل است، تحلیل نظامی واقعه عاشورا و شناخت نقشآفرینی عظیم امام سجاد (ع) در این انقلاب است؛ نقشی که میتواند ما را به یک جمعبندی و تحلیل جامع و کامل از عاشورا برساند؛ تحلیلی که در این ایام برای ما اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
ایشان افزود: این پرسش مطرح است که آیا انقلاب کربلا به پیروزی رسید یا خیر؟ معمولاً همه میگویند انقلاب کربلا پیروز شد؛ اما اگر از منظر تحلیل نظامی به آن نگاه کنیم، آیا واقعاً پیروزی به شمار میآید؟ بنابراین باید دید بر چه اساس و معیاری چنین انقلابی را پیروز میدانیم؛ چراکه در تحلیل صرفاً نظامی، ظاهراً پیروزیای دیده نمیشود.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: جنگ از همان ابتدا از نظر جمعیت نابرابر بود. جمعیت یاران امام حسین (ع) حدود ۱۲۰ نفر در برابر ۱۲۰ هزار نفر قرار گرفتند. معمولاً در هر جنگی، از زمان نبردهای تنبهتن تا جنگهای گسترده، پیروزی به جنگی گفته میشده که بتواند به کشورگشایی منجر شود و اهداف جنگی خود را محقق کند. در مسئله کربلا، ظاهر جنگ بسیار نابرابر است. طبیعی است که در چنین شرایطی کشته خواهند شد؛ وقتی هر نفر در مقابل هزار نفر قرار بگیرد، معلوم است که از نظر ظاهری شکست میخورد. اما یزیدیان در هدف خود شکست خوردند؛ با وجود تمام کشتار عظیمی که به راه انداختند.
وی خاطرنشان کرد: زیرا نفرت از این حکومت در میان مردم بیشتر شد و جریان بنیامیه نفوذ اجتماعی خود را از دست داد. در مقابل، جریان اهلبیت (ع) به عنوان جریانی انسانی که برای احقاق حق همه چیز خود را فدا کردند، مورد توجه و نفوذ اجتماعی مردم قرار گرفت.
دشمن در جنگ تحمیلی سوم به اهداف خود نرسید
آیتالله علمالهدی گفت: اگر این تحلیل را درباره جنگ اخیر خود نیز در نظر بگیریم، ما نیز ضایعاتی دادیم؛ هرچند ضایعات دشمن از ما کمتر نبود. از دست دادن پایگاههای نظامی که برای آنها سرمایهگذاری فراوانی کرده بودند و نیز خسارتهای گسترده در تجهیزات الکترونیک، نشان میدهد که خسارتهای آنان بسیار بیشتر بوده است؛ در حالی که خسارتهای ما قابل جبران است، بهجز یک مورد و آن هم شهادت مظلومانه رهبر شهید امت اسلامی بود.
ایشان اضافه کرد: این شهادت خسارتی است که به هیچوجه قابل جبران نیست. از این جهت نیز دشمن به هدف خود نرسید. نکته دیگر آن است که آنان در مقصدی که داشتند موفق نشدند. هدفشان براندازی نظام و تجزیه کشور بود تا در کنار اسرائیل کشور قدرتمندی باقی نماند؛ اما در این هدف بهکلی شکست خوردند.
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: آنان میخواستند ریشه اسلام و حاکمیت دینی را در این سرزمین از بین ببرند تا فرهنگ دین بهعنوان مانعی در برابر حکومت واحد جهانی آمریکا از میان برداشته شود؛ اما نهتنها شکست خوردند، بلکه ماجرا بالعکس شد؛ بهگونهای که ۹ میلیون آمریکایی پرچم ما را در خاک آمریکا بالا بردند. پس همانگونه که اهلبیت (ع) در واقعه کربلا پیروز شدند، ما نیز پیروز شدیم. دشمن در برابر انقلاب عاشورا شکست خورد و در برابر انقلاب ما نیز شکست خورد؛ زیرا نتوانست به اهداف جنگی خود دست پیدا کند.
ایشان بیان کرد: ما عزیزانی را از دست دادیم؛ شهدایی تقدیم کردیم و خانوادههایی عزادار شدند. اینها ضایعاتی بود که ما متحمل شدیم؛ اما شهادت، برای خانوادهها برگ افتخاری به وجود آورد. در حالی که در آمریکا خانوادهها حتی حق اظهار نظر درباره کشته شدن جوانان خود را نداشتند.
آیتالله علمالهدی اظهار داشت: در واقعه کربلا نیز عامل پیروزی انقلاب، همین استمرار مقاومت بود. کشتهها از صبح تا عصر ادامه پیدا کرد. از نظر بررسی نظامی، خود عملیات برای دشمن به یک عملیات فرسایشی شکستخورده تبدیل شد. وقتی ۱۲۰ هزار نفر در برابر ۱۲۰ نفر قرار میگیرند، جنگ باید ظرف چند دقیقه تمام شود؛ اما برای دشمن فرسایشی شد. جنگ از صبح تا دم غروب آفتاب طول کشید و دشمن ۱۲۰ هزار نفری ـ آنگونه که ارباب مقاتل نوشتهاند ـ حدود پنج هزار کشته داد تا توانست اهلبیت (ع) را به شهادت برساند.
ایشان تصریح کرد: اصل جریان عملیاتی جنگ، برای دشمن یک جریان شکستخورده و ساقطشده بود. در ادامه نیز جریان پساعاشورا که اهلبیت (ع) رقم زدند، عملاً نظام یزیدی و بنیامیه را در اندیشه و افکار مردم با خاک یکسان کرد؛ بهگونهای که آنان در نگاه مردم به منفورترین افراد تبدیل شدند، به دلیل مظالمی که نسبت به اهلبیت پیامبر (ص) انجام دادند. این دستاورد را حرکت پساعاشورایی اهلبیت رقم زد.
امام جمعه مشهد مقدس گفت: دشمن برنامه داشت که در جریان پساعاشورا بتواند اوضاع را به نفع خود جبران کند. آنان بر اساس اسارت اهلبیت (ع) برنامهریزی کرده بودند تا ابهت پیامبر (ص) را از چشم مردم بیندازند، تبار بنیهاشم و رسولالله (ص) به فراموشی سپرده شود و نابود گردد، و سوم اینکه رعب و وحشتی در دل مردم ایجاد کنند تا پس از آن دیگر هیچکس جرأت مبارزه با بنیامیه را نداشته باشد.
ایشان افزود: از اینرو تلاش میکردند اهلبیت را در شرایطی قرار دهند که بهشدت تحقیر شوند و در برابر چشمان مردم، صلابت پیامبر را از بین ببرند. اما نهتنها چنین نشد، بلکه این اهلبیت(ع) بودند که دشمن را تحقیر کردند. پس از واقعه عاشورا، یزید روزی را تعیین کرد تا فرماندهان جنگ حاضر شوند و گزارش جنگ را ارائه دهند و به هرکدام بر اساس کاری که در کربلا انجام داده بودند، جایزه بدهد. یک فرمانده آمد و دید خودش را باخته و روحیه حرف زدن ندارد. یزید ناراحت شد و گفت: «اگر از من میپرسیدند در میان فرماندهان چه کسی از همه قویتر است، من تو را نام میبردم. چطور تو این حالت را پیدا کردی که خودت را باختی؟»
آیتالله علمالهدی روایت کرد: فرمانده گفت: «خلیفه، در امانم گویم چرا؟»، یزید گفت: «بله، بگو.»؛ فرمانده گفت: این ۸۴ زن و بچه، روحیه را از من گرفتند. روزی که ما حسین بن علی (ع) و یارانش را از بین بردیم، عمر سعد ما را دور هم جمع کرد و رجز خواند که ما حسین بن علی (ع) را کشتیم، یارانش را از بین بردیم و اهلبیتش را هم اسیر کردیم. اینها که دیگر مثل اسرای جنگی نیستند که بین شما تقسیم شوند و شما در بازارها آنها را بفروشید؛ اینها فرزندان پیامبر خدا هستند. اما ما باید کاری کنیم که اینها بهکلی تبار خود را فراموش کنند، هیبت پیامبر را از چشمها بیندازیم تا بالاتر از هیبت بنیامیه وجود نداشته باشد؛ آنقدر اینها را باید زجر بدهیم که به التماس بیفتند و تحقیر شوند، احساس حقارت کنند تا عظمت پیامبر از بین برود.
ایشان ادامه داد: فرمانده ادامه داد: «ما طبق این دستور عمل کردیم. به اینها غذا و آب نمیدادیم تا از شدت گرسنگی و تشنگی التماس کنند که به ما غذا و آب بدهید. اما ما شنیدن یک التماس را به دلمان حسرت گذاشتیم. هرچه گرسنهتر و تشنهتر میشدند، باز از ما چیزی نمیخواستند. ما خود را باخته بودیم؛ چرا چیزی نمیخواهند؟ آخر تصمیم گرفتیم اینها را کتک بزنیم تا بر اثر کتکزدن، التماس کنند و بگویند نزن! اما حداکثر عکسالعملی که نشان میدادند این بود که بزرگترها بدن خود را بر بدن کوچکترها میانداختند تا ضربات تازیانه به بدن کودکان نخورد و آنها طاقت نیاورند. حتی یک التماس هم نکردند و مقاومت میکردند؛ آن هم بچههای چهار و پنج ساله. این روحیه، روحیه ما را گرفت که چرا ما این کار را کردیم؟ ما الان خورد شدیم. دشمن در مقابل اینها شکست خورد.»
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: از آن طرف، صحبتهایی که اینها میکردند، خطبههایی که میخواندند، آبروی یزید را میبرد و شکست یزید را اعلام میکردند؛ ضعف و ناتوانی این حکومت را کاملاً تبلیغ میکردند. یعنی وجود مقدس امام سجاد (ع) با رهبری بعد از سیدالشهد(ع) ، مسئله یک درگیری یکروزه نابرابر را تبدیل به یک انقلاب عظیمی کرد که هنوز با گذشت زمان، این انقلاب در کره زمین بیشتر گسترش مییابد و این کارِ پساعاشوراییِ آنها بود.

